آبتینآبتین، تا این لحظه: 16 سال و 10 روز سن داره

اولین نوه گلم آبتین

ادامه سفر

1393/2/6 0:34
نویسنده : مادر جون
777 بازدید
اشتراک گذاری

وقتی از مهمونی برگشتیم شب شده بود. خسته بودیم قرار شد فردا حرکت کنیم.صبح که راه افتادیم وسط راه باد و بارون بود .به همین خاطر زیاد توقف نکردیم فقط یه جا برای خرید زیتون و دوغ محلی و رب انار ایستادیم که شما بغل من بودی چون باد زیادی میومد.هی تصمیم میگرفتی بیای تو ماشین ما ولی بعد پشیمون می شدی نزدیک شیراز باز هم بارون شروع شد ولی مامان تصمیم گرفته بود سفرت رو کامل کنه ودریاچه نمک (مهارلو) رو بهت نشون بده بنابراین ایستادیم تا شما دریاچه رو ببینی 

دریاچه 

دریاچه 

نمک

 

دریاچه 

نمک 

اینها نمک هست

نمک 

و به این ترتیب سفر ما تموم شد. روز بعد یه گردش درون شهری رفتیم به حافظ و سعدی که عکس ندارم ازش فقط یه عکس از شیطونی شما در حافظ دارم

حافظ

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

مامان فرنيا
31 فروردین 93 14:15
هميشه به سفر و گردش واي چه مامان مهربوني داره كه بخاطر گل پسري توي باران هم رفته درياچه
مادر جون
پاسخ
مامانا همه از خود گذشته و مهربونن
مامان فرنيا
31 فروردین 93 14:15
خصوصي را چك كنيد
مادر جون
پاسخ
دستت تون درد نکنه.ممنون ایشالا که همیشه سلامت باشین و سایه این برکات خداوند بالای سرتون باشه.
رضیه
11 اردیبهشت 93 21:32